تبليغاتX
شکوفه

شکوفه

مدیونه اشکای منی اگه فراموشم کنی

میگن که عشق مال خداست

میگن که اصلی بی ریاست

می گن اگه عاشق شدیم

بدو نیم اون کار خداست

می گن اگه کسی تو عشق

عهدو شکست پاش ننشست

خدا خودش سزاشو داد

زودی به خاک غم نشست

اما نمی دونم چرا؟ خدا سزات و نمی ده

سزای بی وفایی و عهد شکنی تو نمی ده

شاید به خاطر اینه .هنوز تو رو دوست دارمت

هنوز نمی خوام که تو رو .خار و ذلیل ببینمت

انگار دلم منتظره.چشمام خیره به دره

سیلی به گونم میزنم یه وقتی خوابم نبره

انگار خدا میدونه تو میشی دوباره مال من

الهی غم بهت نده..اگه میده .....جات بده من

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/02/11ساعت 12:35 بعد از ظهر  توسط سینا  | 

تو...

تو کيستي که من اين گونه بي  تو بيتابم؟

شب از هجوم خيالت نمي برد خوابم.

   تو چيستي که من از موج

        هرتبسم تو  

                                              

 بسان قايق سر گشته روي گردابم!


  تو در کدام سحر بر کدام اسب سپيد؟

  تو را کدام خدا؟

  تو از کدام جهان؟

 تو در کدام کرانه تو از کدام صدف؟

  تو در کدام چمن همراه کدام نسيم؟

  تو از کدام سبو؟


من از کجا سر راه تو آمدم ناگاه!

چه کرد با دل من آن نگاه شيرين آه!

مدام پيش نگاهي مدام پيش نگاه!


کدام نشاط دويده ست از تو در تن من؟

که ذره هاي وحودم تو را که ميبيند

به رقص مي آيند

سرود مي خوانند!


چه آرزوي محالي زيستن با تو

مرا همين بگذارند يک سخن با تو:


به من بگو که مرا از دهان شير بگير!

به من بگو که برو در دهان شير بمير!

بگو  برو جگر کوه  قاف  را  بشکاف !


تو را به هر چه تو گويي به دوستي سوگند

هر آنچه خواهي از من بخواه صبر مخواه


که صبر راه درازي به مرگ پيوسته ست!

تو آرزوي بلندي و دست من کوتاه

تو دور دست اميدي وپاي من خسته ست.


همه وجود تو مهر است وجان من محروم

چراغ چشم تومهر است وراه من بسته ست.


 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/02/11ساعت 12:29 بعد از ظهر  توسط سینا  |